نوشتههای دستهبندی شده در ‘اسپانیا ( لالیگا )’
جامی کوچک برای خوزه ی بزرگ !
دیشب بازی رئال مادرید و بایرن مونیخ برگزار شد . این بازی تحت عنوان جام بکن بائر انجام شد و من هم با اینکه تازه از استخر اومده بودم و مثل خرس خوابم می اومد اما نتونستم بازی رو که مورینیو ی عزیزم توش هست رو نبینم !
رئال با ورود خوزه مورینیو واقعا متحول شده بود …
شاید بشه گفت :
کریس رونالدو و هیگواین در اوج نبودند ، کاکا مصدوم بود ، کاروالیو از عقد قرار دادش با رئال یک روز هم نمی گذشت ! ، بنزما – دی ماریا – ون در وارت هم در اواخر بازی به جمع قو ها اضافه شدند و …
اما با همه ی این احوال رئال مادرید » تیم » بود و این مهتر از همه چیه !
مورینیو با همین الفبای ساده ی فوتبال یعنی تیم بودن توانست روح جمعی قوها رو بالا ببره و به همین راحتی اولین جام فصل رو برای رئال به ارمغان بیاره . البته این جام کوچک در برابر جامهای لالیگا و اروپا که خوزه قولش رو به هواداران رئال داده چیزی نیست و …
از خوزه مورینیو همین هم انتظار می ره که از تیم بی بند و بار و ولنگ و باز رئال ، یک تیم کارامد بسازه که هم در دفاع عالی باشه و هم حملات زهر داری داشته باشه …
یادمون نره که رئال مادرید در آلیانز آره نا بازی می کرد و در مقابل یکی از دو تیم برتر فوتبال اروپا قرار داشت ؛ اما اونچه که از تلویزیون دیده می شد این بود که حملات رئال مادرید زهر دار تر بود و دفاعش مستحکم تر و انگیزه اش برای برد بیشتر .
باید یادآوری کنم که چند روز قبل هم قوهای سپید برنابئو موفق شدند تحت نظر مورینیو ، بازی 2 – 0 باخته برابر لوس آنجلس گالاکسی رو در نهایت 3 – 2 ببرند . این چیزی بود که هرگز در رئال این چند سال دیده نشده بود ؛ رئال در بازی هایی که حتی 1 گل از حریف عقب بود انقدر بی برنامه و متکی بر احساسات و رومانس کار رو دنبال می کرد که حد و حساب نداشت !
دست آخر هم بازیکنان تیم عصبی می شدند و با دادن یک اخراجی و خوردن یک گل دیگر بازی رو به پایان می رسوندند !!!
این رئال مورینیو با بازگشت بازیکنان مصدوم و هماهنگی بازیکنان جدید به یک غول بی شاخ و دم تبدیل می شه .
» خوزه ی کبیر ! الحق که بهترین سرمربی جهانی با فاصله ی کهکشانی نسبت به نفر دوم و امثال فرگوسن و حتی آنجلوتی خودمون ، حالا حالا ها باید بدوند تا به جایی برسند که تو چند سال قبلش بودی !!! «

کاروالیو هم از چلسی جدا شد !
متأسفانه همون طور که دیدید ریکاردو کاروالیو مدافع ارزشمند ما ( چلسی ) به باشگاه رئال مادرید پیوست .
البته برای کاروالیو خوشحالیم که زیر نظر برترین سرمربی ادوار فوتبال جهان کارش رو دنبال می کنه ، اما برای خودمون کمی نگران و ناراحتیم !!!
ما امسال بالاک رو از دست دادیم ، جو کول و بلتی رو هم همین طور . حالا هم که کاروالیو رو به رئال دادیم . در مقابل همه ی این ها فقط یوسی بنایون رو به جمعمون اضافه کردیم و این نگران کننده ست !
اما ایشاالله جام ها امسال هم برای چلسی کنار گذاشته شده !!!
فرمان روایی چلسی ، اینتر و بایرن بر قاره ی سبز !!! ( 2 )
فصل اول : چلسی
ب : ماجراهای چلسی بعد از دو سال اول ( 2006 – 2008 )
سال سوم به قدرت رسیدن چلسی با ورود افرادی مثل بالاک ، اشلی کول و شوچنکو همراه بود .
از این 3 نفر تا حالا بالاک و شوچنکو از باشگاه رفتند و ماندن یا رفتن اشلی کول هم در هاله ای از ابهامه !
آبراموویچ این بازیکنان رو به چلسی آورد با این شعار که :
» اولویت اصلی چلسی قهرمانی در اروپاست «
به همین دلیل چلسی در بازی های لیگ خیلی جدی به زمین نمی رفت و در عوض تاکتیک های سرسام آورش رو برای بازی های اروپایی کنار می گذاشت .
اون سال باز هم ما و بارسا برای سومین سال متوالی با هم روبرو شدیم !
این بار البته در مرحله ی گروهی .
باز هم نتیجه ی بازی مکتب چلسی و بارسا معلوم بود . برتری چلسی و تسلط آبی های لندن بر جدایی طلبان کاتالان !
بازی رفت رو در شرایطی 1 – 0 بردیم که حداقل باید 3 – 0 می بردیم .
بارسا به معنای واقعی فلج شده بود و 90 دقیقه تسلیم محض چلسی بود .
در بازی برگشت هم در شرایطی که بارسا امتیاز نیاز داشت و برای کنار زدن وردربرمن به پیروزی در برابر چلسی نیاز داشت .
اما با گل دقیقه ی 93 دروگبا بازی مساوی شد !
همین مساوی باعث شد تا بارسا به عنوان تیم دوم صعود کنه و همین دوم شدنش باعث شد تا با لیورپول بازی کنه و حذف شه !!!
به همین سادگی و خوشمزگی بارسلون تاوان صعود مسأله دار سال قبل رو داد !
ما اون سال در لیگ قهرمانان اسیر داوری نشدیم و در نیمه نهایی مقابل لیورپول هم روی اشتباهات خودمون و ضربات پنالتی باختیم .
اما قضیه در لیگ برتر کاملا فرق داشت ؛ منچستر قرار دادی 3 ساله با اتحادیه داوران لیگ برتر بسته بود تا از اون حیث مشکلی براش پیش نیاد !!!
انقدر جامعه ی داوری انگلیس در سال 2006/2007 و 2007/2008 ، فجیع و ناشیانه بر ضرر چلسی و کمی هم به نفع منچستر سوت زد که صدای اعتراض ، حتی از تیم هایی که شانس شون برای قهرمانی کم بود ( مثل آرسنال و لیورپول ) بلند شد که : (( داوری به نفع منچستر هست ! )) و موجبات درگیری بیشتر ونگر و فرگوسن و بنیتز و فرگوسن شد !
البته داوران بیشتر برای چلسی » بد » قضاوت کردند تا اینکه بخواهند برای منچستر » خوب » قضاوت کنند ، ولی خب اگه سرتون تو حساب باشه ، می بینی که فرقی نداره و چلسی عقب می افته .
جالب بود ! گل های صحیح چلسی رو مردود اعلام می کردند – حرکت آهسته داور رو ضایع می کرد ولی داور ، از همه جا بی خبر گل آفساید حریف چلسی یا حند حریف چلسی رو گل می گرفت !!! – باز هم تصویر آهسته حکم به فاجعه بودن اتحادیه ی داوران بریتانیا می داد ، ولی داور روی خطا های پیش پا افتاده ، اون هم در زمین چلسی ، بازیکن چلسی رو اخراج می کرد !!!
از اون ور کریس رونالدو ، مثل فوتبال پلی استیشن ، توپ رو از گوشه ی زمین می نداخت و می رفت : یا یه بغل پا می زد و دروازه بان مثل خیار می افتاد زمین ، توپ گل می شد !!! یا توپ با سرعت می خورد به کتف بسته ی یه دفاع بیچاره و داور مثل اینکه فنرش در رفته باشه ، سریع میامد و پنالتی می گرفت !!! فوتبال منچستر شده بود کریس رونالدو ! – بعضی بازی ها هم که تاکتیتک های یونایتد قفل می شد ، رونالدو پشت سر هم تو محوطه رو زمین می افتاد تا داور عاقبت پنالتی می گرفت و شیرازه ی تیم حریف از هم می پاشید !!! ( صدای همه ی مربی ها در اومده بود ! ) – توپ از خط دروازه ی یونایتد ، قشنگ رد می شد ولی داور مثل پشمک وای میستاد وسط زمین و بر وبر به کمک نگاه می کرد و گل هم اعلام نمی شد !!!
داوران جزیره با این قضاوت هاشون ، خون به جیگر مورینیو کردند ! ؛ تا بلاخره بیچاره یه دفعه وقتی که اومده بود کنار زمین ، دیدیم که دستش یه کتابه !!!
بعد از یکی دو دقیقه طبق روال هر هفته ، داور گل صحیح چلسی ( به خدا ، گل سالم بود ! ) رو آفساید گرفت !!!
خوزه مورینیو دیگه نتونست تحمل کنه ، کتاب رو کوبید رو چمن کنار زمین !
دوربین نشون داد ، معلوم شد اون کتاب ، » قوانین داوری فوتبال » بوده !!!

من دیگه برای توضیح هر سال چلسی ، از داوری ضعیف انگلیس صحبتی نمی کنم .
این مثال های بالا از ناداوری ها و شانس ها گرفته تا تک محور بودن روی کریس رونالدو و تیم نبودن منچستر در هر 3 دوره که یونایتد قهرمان شد ( 2006 – 2009 ) تکرار شد …
پس دیگه از ناداوری نمی نویسم .
آهان ! راستی نزدیک بود یادم بره …
در اون سال در بازی برگشت ما با آرسنال اگر ما مساوی می کردیم ، منچستر قهرمان می شد .
یاران اسین و لمپارد در اون بازی 6 بار توپ رو به تیرک آرسنال زدند ! باورتون می شه ؛ در یک بازی فوتبال 6 بار توپ به تیرک آرسنال خورد تا بازی مساوی بشه و جناب منچستر بلاخره در کلکسیون کثافت کاری هاش 6 تیرک ما به آرسنال رو هم اضافه کنه و به این ترتیب قهرمان بشه !!!
اون سال ما همه چیز رو از دست دادیم و در لیگ هم منچستر قهرمان شد .
سال چهارم داستان چلسی برای هواداران با غم و اندوه کشنده همراه بود .
درست یک هفته مانده به بازی رفت با منچستر یونایتد ، خوزه مورینیو از چلسی جدا شد …
تیم پدر معنوی خودش رو از دست داد . کسی که خیلی ها در سطح جهان هنوز هم نشناختنش ، خیلی های دیگه هنوز هم ازش بد می نویسن و خیلی ها هم اگر خیلی بخواهند از خودشون انصاف به خرج بدهند خوزه ی کبیر رو با فرگوسن مقایسه می کنند !!!

به هر حال مورینیو رفت و ما در شرایط روحی وحشتناک و افت کرده و بازیکنانم مصدومی که تعدادشان سر به فلک می گذاشت با آورام گرانت به زمین منچستر رفتیم و 3 – 0 باختیم تا منچستری ها هم از این گذر یک پیروزی 3 – 0 در برابر ما کسب کرده باشند !
آورام گرانت اسرائیلی سرمربی حرفه ای نبود و روی چند اشتباه در لیگ برتر ما قافیه رو به منچستر باختیم و منچستر قهرمان نیم فصل شد .
اما از نیم فصل دوم چلسی به پا خواست و در نهایت شد بهترین تیم نیم فصل دوم .
خود منچستر رو هم در استمفوردبریج شکست دادیم و از طرفی دیگر به فینال 2008 رسیدیم .
فینالی که در مسکو انجام شد بین چلسی و منچستر یونایتد .
چلسی بعد از اینکه مورینیو رفت ، افت کرد . اما در همان شرایط از تیم هایی مثل آرسنال و لیورپول به مراتب بهتر بود و در بی ثباتی مطلق داشت با منچستری که 20 سال بود مربیش عوض نشده بود و ثبات تو تیم موج می زد شانه به شانه پیش می رفت .
در فینال مسکو منچستر حقیقتا 20 دقیقه فوتبال بازی کرد .
کریس رونالدو در همون ابتدای کار با ضربه ی سر به چلسی گل زد .
گلش به این دلیل رویید که چلسی مصدوم زیاد داشت و از مایکل اسین در اون نقطه استفاده شد و اسین هم در زدن ضربه ی سر کوتاهی کرد و گل به ثمر رسید !
بعد از گل منچستر یونایتد کاملا به عقب رونده شد و همه اون روی چلسی رو دیدند !!!
منچستر 11 نفره دفاع کرد و کمی که از بازی گذشت تعداد حملات و کرنرهای چلسی بسیار بیشتر از منچستر شد تا اینکه روی یکی از همون حمله های پردامنه فرانک لمپارد روی ریباند گل مساوی رو زد .
بعد از گل هم باز چلسی مالک توپ و میدان بود و از منچستر یونایتد پر مدعا فقط دریوزگی دیده می شد !
ترس از سر و صورت پیرمرد آدامس خور بالا می رفت !!!
البته پیرمرد منحوس اسکاتلندی علاوه بر تاکتیک فاحشه وار سراسر تدافعیش ، دست به دامن زمین و زمان هم شد تا بازی به سلامتی به ضربات پنالتی کشیده بشه .
باورم نمی شه که از اون همه فرصت گل هیچ کدومش به گل تبدیل نشد !
ضربه ی دروگبا که محکم به تیرک منچستر خورد گل سر سبد فرصت ها بود .
بالغ بر 6 – 7 کرنر مسلم چلسی رو داور اوت از کنار دروازه ی یونایتد اعلام کرد .
همچنین چند اوت دستی اشتبه اعلام شد که روی اعصاب بچه های چلسی تأثیر گذاشت .
یک ضربه ی پنالتی روی دروگبا اعلام نشد و روی صحنه ی مشاجره ای که در اون تمام بازیکنان مقصر بودند ، آقای داور نه گذاشت – نه برداشت و دیدیه دروگبا رو از زمین اخراج کرد !!!
همه ی این اتفاقات مشمئز کننده بر ضرر چلسی به وقوع پیوست .
جالب تر اینکه منچستر حتی از چلسی 10 نفره هم مثل سگ ترسید و باز دفاع کرد تا بازی در وقت اضافی هم تمام شد !
نکته ی تأسف بار برای یونایتد این بود که اونها حتی پنالتی هم بلد نبودند بزنن !!!
تا پایان ضربات چهارم تیم ها ، چلسی همه ی پنالتی هاش رو با دقت بالا گل کرد ولی منچستر علاوه بر یک پنالتی که از دست داد ، یک پنالتی دیگر رو هم به طرز مسخره ای گل کرد .
نوبت رسید به ضربه ی آخر جان تری و تراژدی بزرگ اتفاق افتاد .
اون چیزی که می دیدیم رو باور نمی کردیم .
جان تری لیز خورد ، منچستر پر روحیه پنالتیش رو گل کرد ، آنلکا ضربه رو خراب کرد و منچستر قهرمان اروپا شد !

نمیشد قبول کرد . ما که هم بازی رو برتر بودیم و حتی بهتر از حریفی پنالتی زدیم که 120 دقیقه خودش رو برای پنالتی ها آماده می کرد .
حاضر بودم یک سال از عمرم رو بدم تا زمان به 2 دقیقه قبل برگرده و تری با دقت بیشتری ضربه ش رو بزنه !!!
یاران رونالدو جوری خوشحالی می کردن که انگار شاخ غول رو شکستند !
انگار نه انگار در برابر تیمی که تا 4 سال قبل کسی به حساب نمی آوردش 120 دقیقه ( 100 دقیقه ) دفاع مطلق کردند و دست آخر هم واحشه وار برنده شدند .
در لیگ برتر هم کار به روز آخر کشید و یونایتد با همون یک امتیازی که از ما بالا تر بود به روز آخر رسید و برنده شد .
چون بازی هم زمان بود ، یاران کاپیتان تری هم متوجه نتیجه ی همزمان شدند و بی انگیزه کار رو با بولتون دنبال کردند تا بازی مساوی شد .
حقیقتا باید برای تبریک به منچستر در اون سال گفت :
منچستر یونایتد ، قهرمانیت …
نه ببخشید !
فاحشه گریت مبارک !!!
دو سال بعدی در پست بعد ( 2008 – الان )
آنهایی که تیم هستند و آنهایی که تیم نیستند !!!
سقوط امپراطوری بارسلونا ! ؛ آنهایی که تیم هستند و آنهایی که تیم نیستند .
هممون می دونیم سقوط یعنی چی .
همچنین معنی امپراطوری رو هم درک می کنیم !
بسیاری مون هم بارسلونا رو می شناسیم و بازی هاش رو دیدیم .
» اما خیلی ها مون هنوز معتقد نیستیم که امپراطوری بارسلونا سقوط کرده ؛ بد جور هم سقوط کرده !!! «
اگر در اوایل هزاره ی سوم ( 2000 + ) به فوتبال اسپانیا و اروپا نگاه می کردیم اثری از بارسلونا نمی دیدیم !
بارسلونا همه جوره زیر سایه ی رئال مادرید کهکشانی قرار داشت و در اروپا ، همه ی در ها به روش بسته بود .
تا اینکه رونالدینیو ظهور کرد . رونالدینیو به معنای واقعی بازیکنی خارق العاده بود ؛ فوتبالیستی ماوراءالطبیعه که بارسا با تکیه بر او هم جام قهرمانان رو فتح کرد و هم لالیگا رو . بارسا در زمان رونالدینیو زیبا بازی می کرد و تا حدودی نتیجه هم می گرفت اما باید پذیرفت تأثیر رونالدینیو در بازی خوب بارسا به اندازه ی تأثیر خورشید بود بر گرم شدن کره ی زمین !!!
به طوری که هر وقت رونالدینیو بازی نمی کرد بارسا به مشکل می خورد و زیر و رو می شد . به یاد ندارم بارسلون بدون رونالدینیو توانسته باشه خوب بازی کنه و در طول چند هفته امتیازات خوبی گرفته باشه . یک دلیل بزرگ داشت :
» بارسلونا ، تیم نبود ! «
هر کسی میتونه با این مطلب مخالف باشه اما نظر من بر اینه که تمام موفقیت های آن دوران بارسا در یک نفر خلاصه می شد :
» رونالدینیو «
و بقیه ی بازیکنان تیم ، بدون رونالدینیو مثل یک گروه پیشاهنگی بی دست و پا بودند و نمی تونستند چند هفته بدون رونالدینیو حتی در مقابل تیم های متوسط به پایین لالیگا نتیجه بگیرند . ( یادمون باشه که اون موقع ژاوی قدرت الان رو نداشت ، اینیستا و مسی هم نیمکت نشین بودند و رونالدینیو یک تنه بارسا رو پیش می برد . )
بگذریم از اینکه مسئولان بارسلونا و شخص ریکارد ، رونالدینیو رو با حرمتی از باشگاه پرت کردن بیرون !!!
اصلا ، انگار نه انگار که هر چه برای بارسا رویا بود توسط رونالدینیو به واقعیت تبدیل شده بود و هرچه این تیم برده بود ، رونی براش آورده بود … !
هرگز نمی شه این رفتار مسئولان بارسا رو فراموش کرد و یا اینکه گفت فوتبال حرفه ایه و از این حرف ها !!!
این یک رفتار زشت و زننده بود .
بدون اینکه بخواهند از رونالدینیو تشکر مفصلی بکنند و احیانا یک بازی خداحافظی از تیم برایش بگذارند ، او رو خیلی بد طرد کردند …
شاید بارسا می خواست با این حرکت ، تک محوری بودن رو از تیمش دور کنه و به بارسا یک روح تیمی بده اما نتیجه ی کار در سال بعد فاجعه بود !
تیم کاتالانی هم لالیگا رو از دست داد و هم در جام قهرمانان زود حذف شد و به خانه برگشت . دلیلش خیلی واضحه :
» چون اون ها هرگز تیم نبودند !!! «
روز های تیره تری برای بارسا پیش بینی می شد تا اینکه اتفاقی نادر پیش اومد .
» ظهور لیونل مسی «
یک رونالدینیوی دیگر به دنیای فوتبال معرفی شد و جالب اینجاست که باز هم از تیم منحوس بارسا سر در آورد !!!
این خوش شانسی بارسا رو اصلا نمی شه با هیچ ملاک عقلی تعبیر کرد !
نمی شه باور کرد که تیم های دیگه سال های سال رو به انجام کارهای تاکتیکی پیچیده و » تیم شدن » می گذرونند و در عوض بارسلونا از وجود 2 ماوراءالطبیعه ( رونالدینیو و مسی ) در کمتر از یک دهه بیشترین بهره رو می بره !!!
بارسا با معشوقه ی جدیدش لیونل مسی ، شب های خاطره انگیز دیگری داشت !!!
